اخبار سایت
تقویم
پنج شنبه ، 3 مهر ماه 1399
7 صفر 1442
2020-09-24
کتابهای مجازی منتشر شده
نورهان منتشر کرد :
دکلمه‌ی مجموعه شعر
روضه‌ی اناث (با صدای شاعر)
شاعر : یونس معروف نژاد

دانلود رایگان (لینک کمکی)
دانلود رایگان (لینک مستقیم)

********

آمار بازدید کننده
افراد آنلاین : 6
بازدید امروز: 1174
بازدید دیروز: 4488
بازدید این هفته: 21399
بازدید این ماه: 10374
بازدید کل: 6115884
فرم ارتباط


موضوع
نام و نام خانوادگی
ایمیل
شماره تماس
وبلاگ یا سایت
توضیحات



مصاحبه

 

                             

                           

                                مصاحبه ای با فرزاد آبادی

                                دبیر مصاحبه :پرویزگراوند


فرزاد آبادی

شاعر - شهروند

متولد 23 آذر 1355 بندر ماه شهر

آثار : جن جنوبی - کتاب شعر

از بندرمعشوق - کتاب شعر -

کروکی بهشت -کتاب شعر

از خیابان ایرانی- کتاب شعر

آماده چاپ : اهل آب - پژوهش و گردآوری سی سال شعر سپید دریایی

کودتای اندوه - گزینه ای از چهار کتاب اول شاعر -
به زبان کردی-مترجم :سردار شمس آوری - دانشگاه سلیمانیه کردستان عراق

مدیر پایگاه تخصصی شعر" سلانه "



1.در پروسه ی زدایش شگفتی از جهان که مبنای مدرنیته است ، شاعر آیا همچنان دنبال شگفتی هاست و اگر غیر از این باشد شاعر در جستجوی چیست ؟

پاسخ: شماازشعر و شاعرمگر چه تعریفی دارید؟ چرا شاعر را با فیلسوف , روشنفکر و نخبه مخلوط می کنید.آیا مدرنیسم کارش همین بوده؟ شگفتی زدایی از جهان.آیا تمام شگفتی و موتور محرک زندگی که به اختصار از آن به شوق یاد می کنند,آبشخورش در نادانی و بی خبری و رازآلودگی های هپروتی است یا اگر خرافات نباشد دیگردنیا چنگی به دل نمی زند؟

شاعر هم ولایتی خود ما بود که می گفت:" آدمی ,در پایان شکل می گیرد". شگفتی تا آخربا انسان می ماند.اصلن هنر همین است.در ضمن سهمی از جهان را هم به پست مدرنیسم ها بدهید.درکل اگر در دنیا چیزی برای ستودن و شکافتن نبود به جهنم , شاعران ساکت می شوند.شاید بهتر هم باشد.

 

2. چگونه است که شاعری ((معصوم ترین ))و در عین حال خطرناک ترین پیشه هاست ؟

پاسخ :این که هولدرلین گفته شاعری معصوم ترین پیشه هاست را شنیده ام .اما این خطرناک ترین پیشه ها را نشنیده بودم.نظرم درباره جمله اول که در بین اهالی ادب ایران تبدیل به ضرب المثل شده است به خاطر سوء استفاده بعدی از این جمله است یا مظلوم نمایی و گرنه در دستگاه نقد ادبی یا پیش روی یا گسترش مرزهای ادبی کمکی نمی کند.به قولی ضرب المثل , یک دانش آبکی ست.می گویند اولین ظلم ها با ظلم به کلمات شروع شده است.جملات به تنهایی آیا معنای واحدی دارند؟

پیشه برای بعضی هاهمان کار و کاسبی ست؛ آن هم نه کاسبی که روزگاری حبیب خدا بود.همان کاسبی که صله و سکه بگیر بود در مدح مثلن آدلف هیتلر.حالا بگرد معصوم ترین را بین دوستان پیدا کن.اما اگر منظور این است که شخصی از طرفی به ناپایداری جهان بیاندیشد و صفحه صفحه زندگی خودش را سیاه کند و از طرفی سطر سطر جهان دیگری را بنیان گذارد این همان معصومیتی ست که مراد بحث ماست .نمی دانم اما هولدرلین مرادش از گناه بین پیشه ها چه بوده که معصوم ترین را شاعردانسته.بله خطرناک هم هست درست مانند مابقی پیشه ها.

 

3. شما وضعیت شعر امروز ایران را چگونه می بینید؟ (من سوالم را طوری می پرسم که مجبور به پرداختن جزییات نباشید ولی هرطور که مایلید جواب دهید وارد جزییات شدن یا نشدن از کسی یا کسانی نام بردن یا نبردن با خود شماست )

پاسخ : وضعیت شعر امروز ایران اصولا خارج از جریان تفکری و ضد تفکری ایران نیست.نمی خواهم بگویم پیچیده است به خاطر عمق و ساختار لابیرنت گونه اش نه.درهم است و شلوغ مانند کتاب فروشی های روبه روی دانشگاه تهران در خیابان انقلاب .داد وبیداد.شاعران عمیق و تاثیر گذارش هم در پیاده رو آهسته قدم های خودشان را می زنند.خیلی دور و خیلی نزدیک به هم.کاری به نظریه ی "شکاف آگاهی " و اختلاف عمیق بین نخبگان و توده مردم ندارم.واین که دیگر اختلاف سلیقه نیست که چقدر بین دوستان درباره تعاریف ساده و پایه ای ادبیات تفاوت است.

اما آنچه من به عنوان کمبود می توانم بگویم فضای کمبود نقد و تحلیل و نظریه است.و همچنان بی عدالتی در سیستم چاپ و نشر و توزیع کتاب که سرچشمه آن درجامعه غیرادبی ست نه ادبی اتفاقا.تمام مشکلات ما دقیقا یک علت بیشتر ندارد.همان که احمد شاملو گفت و ما هم می گوییم:آزادی.

4. شما به شاعران حامی شعر ساده نزدیک هستید . از نظر شما ساده نویسی چقدر و چگونه قابل توجیه است ؟

پاسخ:شعر ساده یعنی چه؟یعنی فقط از مسائل ساده می گوید؟ یا مشکلات پیچیده را ساده می گوید.یا سراینده اش آدم ساده ای ست یا زبان فارسی را درست نمی داند ؟ مثلن می گوید : بچه ها شوخی شوخی سنگ می اندازند و قورباغه ها جدی جدی می میرند.ولی مثلن شاعران دشوارنویس این شعر را طور دیگری می گویند یا به شگل دیگری در ذهن و زبانشان شکل می گیرد: اینقدر با قورباغه بدبخت ور می روند که بچه ها را یادشان می رود و سنگ هم که اصلن به صورت رفت و برگشت در شعر می رود و می آید آخر سر هم معلوم نمی شود که چه شد.بحث نخ نمایی ست و از بن نامگذاری اشتباهی ست و بیشتر شبیه برچسب زنی ست و نه جریان شناسی ..تقریبا در مایه های پرسش های علم بهتراست یا ثروت.

 

5. شعر خود را از جن جنوبی( 1382) تا پرنده مردنی نبود (1391)چگونه ارزیابی می کنید ؟ و اگر تحولی در این مدت بوده است سیر این تحول چگونه بوده است ؟

پاسخ :من زندگی می کنم و شعر می گویم.این طور نیست که مجموعه جمع کنم.همیشه کتاب شعرمنتشر کرده ام نه مجموعه شعر.جالب است بدانید همیشه اول نام کتاب سراغم می آید.شاید این پنج کتاب شعرم یک کتاب است به نام فرزادآبادی ولی بخاطر زمان زندگی و سرایش تا آخر زندگی  هر از گاهی با لحاظ حال و هوای روزها و عصرها نام های دیگر به خود می گیرند.منظورم این است که من خود را بیان می کنم.کتاب هاهر کدام مخاطب خود را داشته اند.

ما ایرانی ها پیچیده هستیم.حرف زبان و دلمان زیاد یکی نیست.من نمی دانم آن که گفته شعرت را دوست دارم واقعا دوست داشته ؟دلش به حال من سوخته ,از خودم خوشش آمده یا اصلن از خودش خوشش می آمده ,خواسته چیزی بگوید که بعدها این جمله را از زبان من دوباره بشنود درباره خودش.از طرفی دیگر کسانی هستند که از کتاب های شعرم تاثیر گرفته اند اما حتی یک کلمه هم حرفی نزده اند.

ارزیابی کارهایم  را هم می گذارم برای بعدها ,آن هم به دست منتقدان.

6. از سه کتاب چاپ شده تان جن جنوبی – بندر معشوق و کروکی بهشت  کدام را بیشتر می پسندید ؟ و کدام با استقبال بیشتری از جانب مخاطبان مواجه بوده است ؟

پاسخ : هرگلی ,یک خاری دارد.لحظاتی که می سرایی می پسندی .زمانی که چاپ می کنی ومی خوانی می پسندی و گاهی به یادمی آوری که نه زمان سرایش وهم بعد از آن لحظاتی بوده اند که نمی پسندیدی. جواب من به کدام لحظه باشد بهتر است؟احساس من متغییر است.نه شیفته خودم هستم و نه کارهایم و از طرفی از شکسته نفسی که خودم را بنده ی حقیر به نامم هم خوشم نمی آید.

 

7. شما و شعر سپید با هم چگونه آشنا شدید ؟ واسطه ی آشنایی شما چه کسی بود ؟ چقدر از این آشنایی خوش وقتید ؟

پاسخ :با کتاب "هوای تازه "ی احمد شاملو.کتاب در خانه ما بود.به گمان ام از خورجین سواران چنگیزخان بیرون افتاده بود و جان سالم به در برده بود.بیش از بیست سال می گذرد از خواندنش :از زخم قلب آبایی...و بعدها صدای احمد شاملو جادویم کرد و شعر دیگران یکی یکی به جانم سرازیر شدند.خوشحالم که با شعر حساس تر شدم تنهاتر و دلم شکست و معنی بعضی چیزها را فهمیدم.دانستن این که در چاهک دنیا یک لامپ چهل وات بالای سر خودم دارم بد نیست.

 

8.شعر بارز دو دهه اخیر ، استقلال خود را کماکان حفظ کرده است و تن به تبلیغ ایدئولوژی نداده است  جامعه چگونه توانسته است از روزنه های چنین شعری نفس بکشد ؟

پاسخ :متاسفانه در پرسش های شما پاسخ ها را هم خود داده اید.من می گویم جامعه هنر خودش را دارد.هر چقدر توی سرش بزنند قدش کوتاه نمی شود بلکه گردن به سمت دیگری می کشد.هنر زیر زمینی به وجود می آید.حالا این ها روزنه هستند , حفره هستند  من نمی دانم.مشکل تمام این همه پنجره و دریچه و روزنه به خاطر نبودن یک در است.

 

9. کتاب اهل آب شما به گفته ی خود شما آماده ی چاپ است و به بررسی سی سال شعر سپید می پردازد ،این سی سال از چه مقطعی شروع و کجا ختم می شود ؟ از قرار معلول مربوط به شعر جنوب است ؟ در بررسی خود به چه موضوعاتی پرداخته اید ؟

پاسخ : اهل آب ,گردآوری و تحقیق درباره سی سال شعر سپید دریایی است.بازه زمانی این اشعار از سال 1357 تا 1387 است. مربوط به فقط جنوب نیست ,بلکه تمام ایران است.شعر هایی با محوریت دریا و بندر و اسکله و آب. .اهل آب به دنبال چه می گردد؟.بعد از نیما وتغییرنگرش به شعر دیگر به سادگی نمی توان گفت که " اهل آب " ماجرای کشتی شکستگان است یا شرح حال دلخوشان ساحل. " اهل آب " مجموعه ای است که می توان همه این ها را درآن دید؛ دریا تقدیر انسان را نمی نویسد.انسان ماهی می شود.انسان در خیال پردازی های شاعرانه اش آن گونه ظریف می شود که انگارسال هاست در اعماق دریا زیسته.دریایی را دید که دریا نیست بلکه وضعیتی غریبی است که تنها بیان اش از پس شعر برمی آمده و دیگری که سپاسگذار دریایی ست که کتاب اش را سرشار از خواب های صدفی کرده.می توان احساس کرد ؛ دریایعنی دوری ،آن جا که که ماهی تنگ بامشتی نمک به یاد دریا خواهد مرد.دریا خاطره می شود آن جایی که ساحل ،آلبومی پُر از یادگاری ست.راستی نکند دریا یک نام دخترانه است فقط ،وقتی که درخانه راه می رود. بودن اش رهایی ست،آزادی ست.دریا ،امکان سفر است.می توان عروس او بود.

دریا کجا خطر دارد؟ وقتی اندوه دور از اوست وآب ،معنای دیگرعشق های پاک است.آن جا که همه چیز یک عکس زیباست،کودکانه است.دریا همان زندگی ست.موج های این زندگی کجا و کی مرا تهدید می کند؟

" اهل آب " مجموعه ای ست که می توان همه این ها را در آن دید؛ دریا بهانه می شود تا ازماهیان بشنویم.دریا با آدمی حرفی ندارد.خبرهای خوش ندارد.آبتنی ندارد.دریا ،رویایی از دست رفته است.چیزهایی که مانده فقط ماهیان سرخی ست که نمی دانیم سرخی از رنگ آن هاست یا از خون دل آن ها.درخانه اند یا در ماهیتابه ؟

در " اهل آب " دریا کنار باقی ماجراهاست.پس زمینه یی برای وقوع برخی حوادث است.معمایی اجتماعی ست.بندری ساخته ی روایت هاست؛شکل گرفته از تصویرها. با این همه پیچ وتاب دریک جمله، شعر دریایی همان شعر زندگی ست.

 

10.برای تدوین کتاب اهل آب از چه منابعی استفاده کرده اید ؟

 

مجموعه "اهل آب "شامل دویست وپانزده شعر سپید دریایی است.انتخاب این اشعار حول محور دریا بوده است با جلوه های متعلق به آن مانند بندر،اسکله ،کشتی.این اشعارکه از طریق کتاب ،روزنامه ،مجلات ،وب سایت وخود مولف جمع آوری شده و قطعا تعدادی از آثار قابل توجه در این کتاب از قلم افتاده یا به دست این قلم نرسیده است.چاپ این کتاب گشودن دری ست و نشانی برای از قلم نیفتدن .دراین سه دهه که نگاه های متفاوتی را شامل می شود به دنبال خود ،معانی گسترده یی را هم آورده است.در بعضی از اشعار دو کفه ترازو روبه روی هم ایستاده اند و شعربه همان اندازه که می تواند پرسشی اجتماعی را مطرح کند در طبیعت دریایی هم می تواند اتفاق بیفتد."

 

 

 






ثبت نظرات


موضوع
نام و نام خانوادگی
ایمیل
شماره تماس
وبلاگ یا سایت
توضیحات