اخبار سایت
آرشیو
شماره پنجم نورهان خرداد 1391 (32)
شماره ششم نورهان مرداد1391 (36)
شماره هفتم نورهان آبان 1391 (25)
شماره هشتم نورهان دی 1391 (39)
شماره نهم نورهان بهمن 1391 (41)
شماره دهم نورهان اسفند 1391 (15)
شماره یازدهم نورهان اردیبهشت 1392 (17)
شماره دوازدهم نورهان مرداد 1392 (14)
شماره سیزدهم نورهان مهر1392 (17)
شماره چهاردهم نورهان دی1392 (19)
شماره پانزدهم نورهان فروردین 1393 (31)
شماره شانزدهم نورهان تیر 1393 (17)
شماره هفدهم نورهان مهرماه 1393 (29)
شماره هیجدهم نورهان دی ماه 1393 (18)
شماره نوزدهم نورهان خرداد1394 (31)
شماره بیستم نورهان مهر 1394 (29)
شماره بیست و یکم نورهان فروردین 1399 (45)
شماره بیست و دوم نورهان مهر1399 (31)
شماره ی بیست و سوم نورهان آذر 1399 (47)
شماره ی بیست و چهارم نورهان بهمن 1399 (82)
شماره ی بیست و پنجم نورهان فروردین 1400 (48)
شماره ی بیست و ششم نورهان خرداد 1400 (45)
شماره بیست و هفتم نورهان شهریور1400 (47)
شماره بیست و هشتم نورهان آذر 1400 (75)
شماره بیست و نهم نورهان خرداد 1401 (26)
شماره سی‌ام نورهان دی 1401 (29)
شماره سی و یکم نورهان آذر1402 (39)
تقویم
پنج شنبه ، 31 خرداد ماه 1403
14 ذیحجه 1445
2024-06-20
آمار بازدید کننده
افراد آنلاین : 5498
بازدید امروز: 33459
بازدید دیروز: 7510
بازدید این هفته: 71197
بازدید این ماه: 284446
بازدید کل: 15446874
فرم ارتباط


موضوع
نام و نام خانوادگی
ایمیل
شماره تماس
وبلاگ یا سایت
توضیحات



یکی یکی همکلاسی هایم را کوچه ها می برند

                                              
                                              مهدی حسین زاده




یکی یکی همکلاسی هایم را کوچه ها می برند !*

 

نقد مجموعه ی "پلاک ها" اثر :ابوالفضل حسنی

 

 

مهدی حسین زاده

در این نقد سعی می شود در دو بخش به شعر های حسنی پرداخته شود

بخش اول

ابوالفضل حسنی ، شاعری که از در های غزل به شعر سپید رسیده . مجموعه ی اول او "به جای پیرهن تو سکوت" ، ورطه ی وزن آزمایی و همچنین تمرین گونه ای غزل در کار اوست که تمایل به روایت در کنش شعری او از همان مجموعه هویداست . اما در مورد این مجموعه نکاتی از همان آغاز ورود به نقد کتاب باید مورد توجه قرار گیرد . مجموعه ی پلاک ها ، کتابی که به شکل اینترنتی در آمده و لاجرم از لابیرنت های دولتی و تشریفات ارشاد نگذشته ، اما در کلیت خود مواجهه ی خواننده را با این حقیقت آشکار می کند که بسیاری از شعر ها در این مجموعه ، تن به فراروی و بیرون زدن از اتمسفر پی ریخته توسط شاعر نمی دهد و مصروف تنها فضا سازی و کنش پیشامتنی اند . در این بین می توان به متن هایی اشاره کرد که نه تنها چیدمان و فضا سازی ، کنشی گزارشی و به دور از تجمیع و  کنشگری نشانه ها در برساختن متنی به دور از شاعرانگی اند ،یا در برخی شعر ها ، زبان کنشی فعال دارد و متن به جنبشی زبانی در می آید ، اما پایان بندی به گونه ای است که همه چیز در همان فضاسازی ها یله می شود و جلوتر نمی رود. یکی از المان های شعر حسنی ، ریز پردازی ست و تعدداستفاده از افعال ، کنشگری زبانی اومتن را تا رسیدن به پایان بندی آماده می کند . در این بین نیز به شعر هایی می توان اشاره کرد که حتی فاقد این کنشگری اند و به نثری گزارشی پهلو می زند :(ماشین اولی کنار می زند دومی هم کنار/من هم امسال شاگرد اول شده ام/می دوم دانه دانه تمشک می ریزد می دوم / سطلی چند ؟/همه شان یکجا چند ؟/یک جفت کفش؟/ یک دست لباس؟/ برای روز اول پاییز؟!/خم می شود سطل ها را تکان می دهد / چه قد رعنایی دار این دختر/ من هم اسمم رعناست / چه النگوهای قشنگی دارد / من هم نقاشی هایم قشنگ است / یک جفت کفش ، یک دست لباس: و روز اول پاییز ......) در این شعر، در عالی ترین امکان در محتوا، فقر است که خود نمایی می کند . نه ساحت زیباشناسانه ای حضور دارد و نه معنا چند تکه و دگرگون می شود ، متن همانی ست که خوانده می شود و بس. یا این شعر به طور مثال: پلاک 13 : ( روی پیشخوان روزنامه / روی روزنامه تقویم ورق می خورد / مانتو ها می آیند: می روند/بلوزها وامی شوند: تا می شوند / مانکن نگاهم می کند! نگاهش می کنم !/کرکره پایین می آید:بالا می رود / پایین می اید :بالا می رود ) این مسئله در مورد این شعر و بسیاری دیگر از شعر های این مجموعه صدق می کند. اصرار شاعر در نشان دادن "همه چیز" و همین طور ادامه دادن و عدم مانور روی نحله های زمانی در روایت ، کنش فعال شعری را به نفع گزارش لحظه به لحظه ی رویداد از بین می برد  و می توان به این نکته اشاره کرد که با توجه به زمانبندی کوتاه شعر ها، سرعت روایت ، ایجاز و بهره گیری از کنشمندی زبان می توانست کارکرد بیشتری در شعر او بیابد که متاسفانه این امر صورت نگرفت . یکی از ایرادات اساسی به شعر و اصولا نگرش حسنی در اجرا، سماجت شاعر در حاشیه پردازی و گزارشگری ست ، چیزی که لزوم وجود و حضور آن تنها متن را سرشار و آکنده از اطلاعات زبانی و حاشیه های پیرامون موضوع یا سوژه می کند، و به جای آنکه مانور شاعر از سوژه به سمت دلالت ها در کنشگری زبان مجال عرض اندام بیابد ،  حضور و سایه ی سنگین شاعر در لحظه لحظه ی اثر، بستر شکل گیری شعر را از همنشینی نشانه ها در متن ، تنها به دلالتگری زبانِ معیار فرو می کاهد. نمونه ها : پلاک های : 2 ،3،4،5،8،9،11،16 و .....

یکی دیگر از بهره گیری های حسنی در خلق فضا ، نشا ت گرفته اززندگی شخصی شاعر است : جایی که شاعر با بیشتر عناصر و اشیاء خانه ، پیوندی ناگسستنی در شعر هایش دارد. متن او تلاش می کند از دل همین زندگی خصوصی ، شعر بیافریند و جالب اینکه هر گاه او از روایت لحظه به لحظه ی این زندگی دور شده ، از خلاقیت و تخیل شاعرانه در آفرینش متن بهره می برد ، شعر او کنشگر و دارای حرکت می شود و هرگاه دل به حضور و جسمیت اشیاء و محیط پیرا مون می سپرد ، متن او از ساحت های زیبایی شناسیک و استاتیک نوشتارِ خلاقه دور می شود.

در بخش دوم این نوشتار به شعرهایی از حسنی خواهم پرداخت که خلاقانه تر و شاعرانه تر با زبان وروایت برخورد می کند.

 در این بخش به شعر هایی از شاعر می پردازم که به لحاظ اجرایی از وضعیت بهتری برخوردارند و شاخصه های اجرایی آن ها نسبت به شعر های بخش نخست ،دارای وجوه متمایزی هستند : پلاک 1 ، پلاک 6 ، پلاک 7 ، پلاک 23 و پلاک 27  از جمله ی آن هاست . و بخش هایی از چند شعر دیگر این مجموعه که در نوع اجرای گزاره و زاویه ی دید موفقند اما در کلیت اثر نه.

پلاک 1 شعری با شاخصه هایی ویژه است . گرچه شاخصه های اجرایی مشترکی با سروده های دیگر دارد ، اما از اتمسفری ویژه و انگیختگی زبانی و نشانه شناسی خاصی در زبان بهره برده که به مدد زبانی فعال و پی ریزی فضایی روایی نه گزارشی ، بدل به شعری متفاوت  در این مجموعه گشته است. شعر پل رضاشاهی به مدد چیدمان متنی مناسب و عدم حاشیه پردازی مخل ِ زبانی در صدد ایجاد برشی روایی از جامعه ی حاشیه نشین ایران است ، شعری که می کوشد خرده روایتی از لایه های زیرین اجتماع ایران و نیز در عین حال با دادن وجهی شماتیک ، حضور شخصیت ها و المان های متنی دیگر،به بخشی از طبقه ی ایران بپردازد که شاید کمتر مجال حضور در شعر را یافته است.

یکی از المان های این متن ، در فرم اثر نهفته است : جایی که کارکتر دختر که از کامیونها می ترسد ، سر انجام با همان کامیون ها می رود. نوع نشان دادن تیپیک دختردر شعر :(تند و تند سیگار می کشید / تند و تند نعناع می جوید / شلوارش گت شده بود / پوتین هایش می گفت لهستانی ست )، به تصویر سازی بهینه ای در زبان دست می زند که کاملآ دیداری و به دور از توصیف صرف، متن را آماده ی حرکت در بستر روایت میکند و با همان اتمسفر فضای شمال(که در چند شعر او مشاهده می شود):"نیمکت نارنج ها" – "پشت بازار ماهی فروشان" و ... و همین طور "زبان" اثر که نمی گذارد متن ، تنها مصروف حاشیه پردازی و ماندن در وضعیت پیشامتنی گردد.

پلاک 6 : (بالا برج های بلند ، بلندای آپارتمان ها/ پایین تر :ساختمان های چند طبقه / پایین تر :خیابان ها ، آوار ها،/لای دو شکسته ی دیوار :/غزلی از ابوالفضل حسنی افتاده است/لت و پار شده!) یکی از شعر های موفق مجموعه و می توان گفت شعری شاخص است، شاخص از این حیث که در نوع اجرا و بهره گیری از المانهای شعری از نرم و هنجاری که شاعر در کلیت شعر هایش پی ریخته عدول کرده ، جای فضاسازی ، گزارش لحظه به لحظه ، و عدم مانور به خصوص در فرم را با فراروی سورئال و کمشمند با در نظر گرفتن همان شاخصه های اجرایی، تعویض کرده است :(کسانی کشمکش می کنند و زبانشان را مابقی نمی فهمند / یکی بر آجر ها می شاشد دیگران می خندند / عده ای تکان نمی خورند/ آمبولانس می آید روی صورتشان برق می اندازد/ می گذرد کیسه ای پرتاب می کند / یکی یکی قافیه هایم را ،/ یکی یکی ردیف ها،/ نقطه ی پایان سطر ها ،/حتی موسیقی ام را / از لای آجرها می کشند بیرون می ریزند آن تو .../)در این شعر گویی دوربینی از بالا به پایین با حرکتی عمودی وارد صحنه می شود و روایت را آغاز می کند با توجه به این امر که تنها نقطه ای که در آن ویرانی و آوار وجود دارد جایی ست که به گفته ی شعر ، غزل ابوالفضل حسنی افتاده است و حتی برج های بلند و بلندای آپارتمان ها از گزند ویرانی در امانند که گوشه های آیرونیک و طعنه آمیزی به متن داده است . این شعر جدا از فضا سازی موفق و تصویر پردازی که با روایتی متناسب عجین شده ، به نوعی متنی خانه تکانی شاعر و نقل مکان او از غزل به شعر سپید نیز می باشد . این شعر در مجموعه ی پلاک های حسنی ، شعری ویژه و یکه است ، شعری که در عین رئالیسم نمایی ، در نشان دادن صحنه ها و رویدادها ، از حرکتی سورئال در اجرا بهره برده که به طبیعی ترین شکل ممکن متن را به انجام رسانده است و عاطفه ای درونی و همین طور نگاهی آیرونیک و طنزی گزنده زیر پوست واژه گان و سطر ها،اثر را یک سرو گردن بالاتر از دیگر شعر های این مجموعه قرار داده است.

پلاک 7 :(مادر انگور می فشرد / جوش می زند: / مشروب خیابان ها مسموم است مسموم !/ یک خم چند ساله ی سرکه ، خالی می شود و پر/می رود زیر سقف حلبی دست به دست / صندوقچه از دریچه کج و راست می شود روی نردبان / می آید تا شکستن قفل / ترمه ترمه طاقچه ها را می پوشانیم/ ....)این شعر هم به لحاظ ریتم زبانی و پتانسیل موفقی که صرف اجرای فرم و زبان شده از شعر های موفق مجموعه است که فاصله ی خود را به لحاظ اجرا ، با شعر های دیگر مجموعه خصوصا شعر های متاخر کتاب حفظ کرده است و از محدوده ی روایی خود ، به سویه های دیگر محتوایی خیز بر می دارد.

و نیز پلاک 12 : که با همه ی کوتاهی خود ، اجرای خوبی دارد و شاعر به نشانه های زبانی با همه ی سادگی شان اجازه ی مانور داده ، خصوصا در" پایان بندی" که اگر نمی بود، این شعر در حد گزارشی کوتاه با اندکی کنش زبان مدارانه می ماند.

و همین طور پلاک23 : که با تصویر "طناب" و فعل "طناب زدن" ، به حرکت های مناسبی در فرم دست یافته که لایه های متن را از یک حرکت ساده به کنش های تصویری_ معنایی متعددی سوق داده است:(رد از زیر پایم طناب، / بالای سرم طناب / دست ها دورو برم دست می زنند) که متن در سیر روایی خود که از انگیزش زبانی و شهود واره گی در اجرا سود می برد ، جریان سیال ذهن را از مدرسه به سمت روایت های مستتر در ژرف ساخت اثر هدایت کرده و دوباره به کلاس درس و مدرسه بر می گرداند:(...چاقو از دستم جدا / توی هوا می چرخد / طناب از دستم رها / تا کجا می رود!؟ / توی بند می روم / طنابم کو ؟ / پایم روی چار پایه  / بالای سرم طناب !/خون از دهان توی حلقم می پرد / مچاله می شوم آنقدر :/ توی حلقه طناب بزنم ! / می زنم می زنم می زنم / دورو برم دست هاآن پایین :/ بالا پایین بالا پایین / آموزگار دهانش کف می کند / زنگ می خورد)و پلاک 27 هم گرچه از بار عاطفی و تغزلی ِ این بار اما نه با شئ یا سوژه ی انسانی ، بلکه با خود اینتر نت و فضای انتزاعی برخوردی شاعرانه و در عین حال عاطفی دارد و آن را چون معشوقه ای در شعر تصور و به تصویرمی کشد:(کامنت هایت را در می آورم می بوسم بغل می زنم / یواش یواش  به صورتی که مبادا بشکنند / ترک بردارند یا خش بگیرند / خیره به تک تک کلماتت می شوم / به حروف ها به علامت های سوال و تعجبی که گذاشته ای! / می گیرم چهره و اندام بلورین تورا می سازم )

روی هم رفته حسنی نشان داد هر گاه بخواهد می تواند شعرش را کنشمند و دارای صدا کند و از فراروی و بهره گیری از المان های اجرایی شاعرانه در صدد بالا بردن پتانسیل های اجرایی خود استفاده کند. شاعری که شاید در این مجموعه با کثرت شعر های موفق مواجه نیست اما سالیان متمادی که نگارنده ی این سطور با شعر های او خصوصآ از سال های 85 که وی وارد فضای وبلاگ نویسی و جرگه ی شعر سپید شد ، آشنایی داشته و بر بسیاری از شعر های او خوانش های متعددی انجام داده ام، او را شاعری با نوسانات گاهآ بسیار در شاعری می بینم . مجموعه ی غزل های او :"به جای پیرهن تو سکوت" هنوز هم برای التذاذ هنری جا دارد و هنوز می توان در سطر هایش نفس کشید و طعم هستی و زندگی جاری در گزاره ها و کلماتش هنوزاهنوز در بسیاری از خواننده گان شعر او جاری ست ، شاعری که از در های غزل به شعر سپید وارد شده اما در این مجموعه که می تواند شکل غایی کنش شعری او نباشد  و نیست ، آنچنان که باید موفق عمل نمی کند که این مسئله :1. می تواند در انتخاب و گزینش شعر ها و 2. شاید در حساسیت و و تلاش برای انتشار مجموعه ، شتابزده عمل شده است . کما اینکه طی این سال ها می توان گفت کار هایی در قد و قواره ی چند شعر موفق این کتاب  می توانست جایگزین بسیاری از متن های انتخاب شده در این مجموعه گردد.

شعر برای حسنی دغدغه است ، دغدغه ای لذت بخش و گاه مغموم کننده . اما با این همه این اولین محک جدی او در ورطه ی شعر سپید در قالب یک مجموعه است .که چشم اندازی از آینده ی شعری او به دست خواهد داد و او را در برابر خود و شعر هایش را در مسیری که پی خواهد گرفت با تجمیع نظرات و تضارب آراء رهنمون خواهد شد .

 

*از شعرهای مجموعه

 


 

 

 

 

 

 

 

 







ثبت نظرات


موضوع
نام و نام خانوادگی
ایمیل
شماره تماس
وبلاگ یا سایت
توضیحات