اخبار سایت
آرشیو
شماره پنجم نورهان خرداد 1391 (32)
شماره ششم نورهان مرداد1391 (36)
شماره هفتم نورهان آبان 1391 (25)
شماره هشتم نورهان دی 1391 (39)
شماره نهم نورهان بهمن 1391 (41)
شماره دهم نورهان اسفند 1391 (15)
شماره یازدهم نورهان اردیبهشت 1392 (17)
شماره دوازدهم نورهان مرداد 1392 (14)
شماره سیزدهم نورهان مهر1392 (17)
شماره چهاردهم نورهان دی1392 (19)
شماره پانزدهم نورهان فروردین 1393 (31)
شماره شانزدهم نورهان تیر 1393 (17)
شماره هفدهم نورهان مهرماه 1393 (29)
شماره هیجدهم نورهان دی ماه 1393 (18)
شماره نوزدهم نورهان خرداد1394 (31)
شماره بیستم نورهان مهر 1394 (29)
شماره بیست و یکم نورهان فروردین 1399 (45)
شماره بیست و دوم نورهان مهر1399 (31)
شماره ی بیست و سوم نورهان آذر 1399 (47)
شماره ی بیست و چهارم نورهان بهمن 1399 (82)
شماره ی بیست و پنجم نورهان فروردین 1400 (48)
شماره ی بیست و ششم نورهان خرداد 1400 (45)
شماره بیست و هفتم نورهان شهریور1400 (47)
شماره بیست و هشتم نورهان آذر 1400 (75)
شماره بیست و نهم نورهان خرداد 1401 (26)
شماره سی‌ام نورهان دی 1401 (29)
شماره سی و یکم نورهان آذر1402 (39)
تقویم
جمعه ، 1 تير ماه 1403
15 ذیحجه 1445
2024-06-21
آمار بازدید کننده
افراد آنلاین : 5492
بازدید امروز: 49
بازدید دیروز: 34194
بازدید این هفته: 71981
بازدید این ماه: 49
بازدید کل: 15447658
فرم ارتباط


موضوع
نام و نام خانوادگی
ایمیل
شماره تماس
وبلاگ یا سایت
توضیحات



وفاء الشوفی

                             

                                     فریدون سامان

                
                               وفاء الشوفی
                              




     

آهووان رمیدند

 

شعر : وفاء الشوفی

ترجمە   عربی:

فریدون سامان

 

بوقی که زمین را به وحشت انداخته می شنوید؟

و یا آرزوی جاودانگی را که پژمرده شد!

ترس

واژه ها خودکشی می کنند

آن فضیلت: سکوت

به هنگام یک ناامیدی دیر هنگام

عقربه های ساعت همچون رود جریان دارند

 کدامین بهار

عطر آنها را با خود دارد

و این پژواک چه کسانی را می خواند

از خود می گذرم

به سان نمک و دریا

به سان تکه چوبی سخت

من همچنان شک دارم

گویی مرگ تکرار درس روزانه است

 و شما زندگان نقاب دار بر لبه صخره

من عاشق یاسی هستم که باغهای مفتوح ما را آراسته

و ریحانی که ایوان های منتظر را مملو از عطر خود ساخته

من امیدوارم در نزاع با ناامیدی ، به اندازه ی فاصله ی دست یافتن به یک رویا

من عاشق شایعاتی هستم که نقاب هایمان را کنار می زند

و ما را عاری از فریب می سازد

حقیقت همچون شلاق استبر صورتک هایی که می گریزند

من عاشق ماه می شوم

وقتی که ایوانی برای دیدن دارم

و عاشق خودشید وقتی برای من دروازه ای به سمت شرق می گشاید

من از غیبت بیزارم

و از گم شدن در ترافیک

چرا که  در خود گم می شوم و به دنبال خود می گردم

من چشم هایی را که لبخند می زنند دوست دارم

چشم های سیری را بر تن گرسنگی شلاق می زنند

من عاشق جامه هایی می شوم که بر تن آرزوهاست

و متنفرم از جامه های بی ملاقات

آیا وصیت من اجرا می شود؟

تو که چنان بادی!

ریشه در دانش داشته باشید

تا به سان چاقو تیز و برنده شوید

اسمان

نفرین دو فللک

از یک باور

اندامی که خود را می سازد

برای یک رایحه

زندگی گم شده است و هوا آلوده

 

وفا الشوفی

 شاعر اهل سوریه

 

 - وی برای نسخ خطی شعر برای سال 2003 جایزه جشنواره مزرا را به دست آورد (خانه کارت)

 

 آثار شاعرانه چاپ شده:

 1 - دیوان (نرگسوس فمینیست ها) برای سال 2011 صادر شده توسط وزارت فرهنگ ، اداره كتاب كلی سوریه ، در دمشق.

 

 2 - دیوان (بابل رب) برای سال 2015 که توسط اتحادیه نویسندگان عرب در دمشق صادر شده است

 

 - دیوان (نه تمایل به حذف) ، نسخه خطی تحت چاپ است

 این شب بسیاری از شعرها را برگزار می کرد و در جشنواره های فرهنگی شرکت می کرد.

 - ده ها متن در روزنامه ها ، مجلات و تلویزیون های عربی و در سایت ها و وب سایت های رسانه های اجتماعی منتشر شد






ثبت نظرات


موضوع
نام و نام خانوادگی
ایمیل
شماره تماس
وبلاگ یا سایت
توضیحات